یاکاموزوم

یاکاموزوم

یاکاموزوم
یاکاموزوم

جستجوی مطالب

یاکاموزوم

موضوعات


پیوند های مفید


منوی اصلی


نویسندگان



  • تاریخ: یکشنبه 06 بهمن 1392 ساعت: 19:12 بازدید: 463086 نویسنده: such suz

    مثل شب تار هست پیشانی نوشت من

    هیچ قلم سیاهی نمی توانست تارتر از این بنویسد سرنوشتم را

    تنها دوست من این تار شکسته ام می باشد و بس

    اینم که ساکت شده و نمی نوازد مرا

    من منتظر و روحم منتظر

    هیچ دوستی مرا در نمی یابد

    یار از مرا ذاتا از پشت زد،پس نیازی نیست که هیچ گلوله ای مرا بزند

    به اندازه ای که این ظالم مرا به آتش کشید هیچ اتشی مرا خاکستر نمی تواند بکند

    در روی پنجره ام یک پرنده ی کوچک نشسته

    به من نگاه می کند اما مرا نمی بیند

    خورشید مرا صدا می زند اما این چهار دیواری مانع پروازم شده

    من منتظر و روحم منتظر

    هیچ دوستی مرا نمی جوید

    یار ذاتا مرا ازپشت زد

    پس هیچ گلوله ای نیاز نمی بیندکه مرا باز زخمی کند

    و به اندازه ای که این ستم پیشه مرا آزار داد کسی مرا نرنجاند

                                                                                       ترجمه ترانه ی ترکی :نورآی
     


    مرا-نمی-نوازد مرا-نمی-نوازد مرا-نمی-نوازد مرا-نمی-نوازد مرا-نمی-نوازد امتیاز : 395 دیدگاه(0)

    صفحات مطالب
    1

    آرشیو


    درباره وب


    هیچ رکوردی وجود ندارد.

    آمار و بازدید

    بازدید های امروز: 70
    بازدید های دیروز :
    بازدید این ماه : 236
    بازدید های امسال : 6685
    بازدید های کل : 9262
    افراد آنلاین : 1
    تعداد مطالب: 141
    تعداد کاربران : 2


    :: کلیه حقوق این سایت متعلق به یاکاموزوم می باشد ::

    یاکاموزوم

    یاکاموزوم

    بلاگ وب

    سرویس وبلاگ نویسی بلاگ وب