یاکاموزوم

یاکاموزوم

یاکاموزوم
یاکاموزوم

جستجوی مطالب

یاکاموزوم

موضوعات


پیوند های مفید


منوی اصلی


نویسندگان



  • تاریخ: دوشنبه 27 شهریور 1391 ساعت: 02:43 بازدید: 110 نویسنده: such suz

    شبها بی تو تا صبح، بی صدا خواهد بارید

    تاشفق بر من ،غم و تنهایی خواهد بارید

    ومن بر خاطراتمان گریه خواهم کرد

    و در سکوت و تنهایی عزاداری سالهای ازدست رفته را خواهم 

    گرفت

    گریه نکن روح من این عشق ترا هم خاکستر خواهد کرد

    شبها بی تو درازست  و بی پایان

    بی تو شبها  درسکوت کشنده محو است

    شبها بی تو قابل تحمل و زیستن نیست

    شب ها بی تو تماما خسران هست و ورشکستگی

    شبه ها بی تو سرد است ومنجمد

    شب ها بی تو تنورم سرد است و خاموش

    از تنور وجود من بوی گرم و داغ نان زندگی استشمام

    نمی شود

     گریه نکن روح من

    یار من هیچ دین و ایمانی ندارد

    او به هیچ عشقی باور ندارد

    او عشاق را کافر می پندارد  گریه نکن قلب من و خود را به

    هلاکت مرسان

    که در آیین او ما مهدورالدمیم و او خود ترا به خاکستر خواهد

    نشاند

    اگر قرار است برگردی بیش ازین ناز نکن

    که دارم درین شب های تنهایی جان میدهم.

                             ترجمه ترانه ترکی باکمی تغییر:نورآی


    شب-ها-بی-تو شب-ها-بی-تو شب-ها-بی-تو شب-ها-بی-تو شب-ها-بی-تو امتیاز : 81 دیدگاه(0)


    تاریخ: جمعه 24 شهریور 1391 ساعت: 13:29 بازدید: 52 نویسنده: such suz

    الهی که بر تو هم حرام بشه شب و سکوت و زیبایی هاش

    الهی که جدایی و نفرت دوستان تو بشند

    من نمیتونم ترا با یکی دیگه ببینم

    من نمیتونم ترا با کس دیگه تقسیم کنم

    الهی که چشات همیشه به در باشه

    گوشت همیشه پی یک صدای آشنا باشه

    قلبت در درون دستات بتپد انشالله

    الهی بر تو هم حرام بشه شب و آرامش ذاتی آن

    فکرت همیشه در توهم غرق باشه

    من که نتونستم فراموشت کنم امیدوارم دوستانت ترا فراموش کنند

    آه بترس از ناله و نفرین من که روزی دامنت را خواهد گرفت

    الهی که از عشق فقط جدایی ها نصیبت شود

    از پی زمستونها فقط خزان سرد رو ببینی

    الهی که بهار بشه فقط یک خاطره برات

    من به اندازه ی یک لحظه هم نمیتونم ترا بایکی دیگه ببینم

    الهی که شب و آرامشش بر تو حرام بشه

    الهی........              

                                                       ترجمه ترانه ترکی باکمی تغییر:نورآی  

                         


    الهی-شب-های-توهم... الهی-شب-های-توهم... الهی-شب-های-توهم... الهی-شب-های-توهم... الهی-شب-های-توهم... امتیاز : 93 دیدگاه(1)


    تاریخ: جمعه 24 شهریور 1391 ساعت: 00:39 بازدید: 77 نویسنده: such suz

    نبوت یکی از اصول 3گانه ی ما مسلمانهاست که در آن ما به نبوت

    حضرت ختمی مرتبت به عنوان آخرین نبی خدا اعتراف کرده وقرآن

    را به عنوان معجزه ی ایشان میدانیم.ولی این همه ی این اصل نیست

    وما درآن به وجود124هزارپیامبر که پیامبر مانیز یکی از ایشان

    است نیزاعتراف کرده وبر حقانیت ایشان با احترام وتکریم صحه

    میگذاریم.وبدانیم که پیامبر ما شریف ترین ایشان بوده و تنها دلیل

    خلقت کائنات و کل هستی هم وجود نازنین ایشان می باشد.

    این مقدمه را عرض کردم تا مطلبی مهم البته از دیدگاه خودم رو بیان کنم:

    وقتی این حروم زاده ها و حروم لقمه ها به ساحت مقدس حضرت

    موسی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام اهانت کردند

    ما با سکوتمان ایشان را آماده ی توهین به نبی مکرم مان وقرآن

    کریم کردیم.اگر ما آن زمان تنبیهی تاریخی همچون مهدورالدم

    دانستنشان خون کثیفشان را برسنگ فرشهای غرب فاسد

    که اینک به کاباره ای بی درو پیکر تبدیل شده می ریختیم

    امروز حتی فکر توهین هم به ذهن کثیف و تاریکشان خطور

    نمی کرد.ولی بدانند اگرکمی دیر ،اما ما اگر قرار باشد حتی از

    یک تار موی پیامبر و امامانمان وحتی از اعراب و سکون و تنوین

    قرآن عزیزمان با خون خودمان دفاع کنیم،در نثارش لحظه ای

    درنگ نخواهیم کرد.

                                                                                       نورآی


    نبوت نبوت نبوت نبوت نبوت امتیاز : 68 دیدگاه(1)


    تاریخ: چهارشنبه 22 شهریور 1391 ساعت: 10:09 بازدید: 60 نویسنده: such suz

    ایام شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را که مظلومانه در کنار مادر 

    مظلوم و بزرگوارشان و امامان امام حسن علیه السلام و امام سجاد علیه السلام

    و امام محمدباقر علیه السلام به خاک سپرده شده اند را به همه،به همه ی بشریت

    تسلیت عرض می کنم.

                                                                         نورآی


    عرض-تسلیت عرض-تسلیت عرض-تسلیت عرض-تسلیت عرض-تسلیت امتیاز : 72 دیدگاه(2)


    تاریخ: شنبه 18 شهریور 1391 ساعت: 23:21 بازدید: 389 نویسنده: such suz


    میمیرم از فراقت، گفتم گناه من چیست              گفتی که عاشقان را ،حق شکایتی نیست

    گفتم اگر طبیبی ،درمان وظیفه ی توست          گفتی طبیب هرغم ،جز او بگودگر کیست  

    گفتم که جعد  گیسو، بردار کرده  جان را              گفتی مقام عاشق، همواره آن حوالیست

    گفتم به خون دیده، صد نامه من نگارم             گفتی به جمع یاران ،باطعنه این روانیست

    شاید بعدها روحیه  پیدا کردم و غزلم رو تموم کردم شاید                                              نورآی


    میمیرم-از-فراقت میمیرم-از-فراقت میمیرم-از-فراقت میمیرم-از-فراقت میمیرم-از-فراقت امتیاز : 71 دیدگاه(1)


    تاریخ: سه شنبه 14 شهریور 1391 ساعت: 12:16 بازدید: 83 نویسنده: such suz

    جداشدنی هستیم از هم

    امیدوارم نباید باشیم

    اگر حسرت هردوی مارا خاکستر هم بکنه باید ازهم جداشیم

    باید فراموش بکنیم این عشق نافرجام را

    حتی اگر تا آخرین قطرات اشکم هم صبر کنیم باز رابطمون درست نخواهد

    شد

    باید همدیگر رو فراموش کنیم

    نگو نگو ترانه سرایی نکن

    این ترانه را نخوان ای لیلی من

    صبرکن جدایی مثل مرگ هست من این را نمیخوام

    به جای قلب و دل زخم خورده ی من

    تار سازت را پاره کن معشوقه ی من

    آی  آی شوخی کردم باهات مگه میشه فراموشت بکنم

    مگه میتونم از معشوقی همچون تو جدا بشم


    اه اه تو دیوونه ای  من و باش باور کردم

    اگه شوخی هم باشه دیگه نکن که حتی شوخیش هم به دلم آتش میزنه

    چطور دلت راضی میشه با من این کارارو بکنی!

                                 ترجمه ترانه ترکی باکمی تغییر:نورآی


    حتی-شوخیش-رو-هم-با-من-نکن حتی-شوخیش-رو-هم-با-من-نکن حتی-شوخیش-رو-هم-با-من-نکن حتی-شوخیش-رو-هم-با-من-نکن حتی-شوخیش-رو-هم-با-من-نکن امتیاز : 84 دیدگاه(0)


    تاریخ: سه شنبه 14 شهریور 1391 ساعت: 00:31 بازدید: 48 نویسنده: such suz

    از شرار فراقت آتشی به قلبم افتاد که عمرم را سوزاند

    موهامو سفید کرد و چشمانم رو اشکبار

    عشقم به هدر رفت و عمرم تباه شد

    دیگه چی از جونم می خواهی و دست از سرم برنمیداری

    یک ورق از دفتر عمرم باقیست بگذار آنرا انگونه که دوست دارم تصور کنم

    پاره نکن! به دست باد نسپارش! رهایش کن و رهایم کن

    اینهمه عذابی که دادی چگونه فراموش کنم

    در آسمان طالعم فقط یک ستاره باقیست

    ترا خدا ابری نکن آسمان آرزویم راو بگذار این نفس آخر را با درخشش آن

    به آخر برسانم که تو همیشه زندگی را برام

    تاریک کرده بودی

    قفسی ساختی از رویاهای دروغینت

    دیگه ازمن بجز این پوست و استخوان  چه چیزی مونده

    چرا دست از سرم برنمیداری و ازجونم چی میخواهی

                                                    ترجمه ترانه ترکی:نورآی


    از-جونم-چی-میخوای از-جونم-چی-میخوای از-جونم-چی-میخوای از-جونم-چی-میخوای از-جونم-چی-میخوای امتیاز : 69 دیدگاه(1)


    تاریخ: شنبه 11 شهریور 1391 ساعت: 01:04 بازدید: 109 نویسنده: such suz

    اقای مرسی اومدند ولی بی نزاکتی سیاسی و تفکرات حزبی خود را کودکانه

    به نمایش گذاشتند.با فرستادن درود به خلفای راشدین خواستند بگن که من

    یک قهرمان مذهبی هستم که در قلب کشور شیعی به اینا درود فرستادم که

    علامتی مرسی به وهابیون و تفکرات افراطی بود.سوریه را کوبید که به قول

    ودستورات نفسانی و حزبی اخوان المسلمین خود و سوری ها عمل کرده باشد

    تعلل در تقدیم ریاست به ایران عقده های شخصی و میزپرستی خود را که

    نشانگر عقده های سرکوب شده توسط حکومت فرعون بود را به حضار نشان

    داد او دارد حرفهای عبری را به عربی  و یا مرس گونه می فرستد مواظبش باشیم.

    حرف و تحلیل زیاد هست اما بماند برای بعد........

                                                               نورآی


    مرسی-با-علایم-مرسی مرسی-با-علایم-مرسی مرسی-با-علایم-مرسی مرسی-با-علایم-مرسی مرسی-با-علایم-مرسی امتیاز : 88 دیدگاه(0)


    تاریخ: سه شنبه 07 شهریور 1391 ساعت: 00:59 بازدید: 473 نویسنده: such suz

    جام عمرم پر شد از می تلخی و ناکامیها

    گفتی نوش کن به سلامتی من سربکش

    فهمیدم که همه چیز بی فایده است

    باهم بودنمون غیر ممکن است

    عشق چاره ی کار ما نیست

    قبل ازینکه دیربشه باید جداشیم

    چطور میتونی اینهارو بگی

    بدون شمارش سالهایی که کنار من بودی

    فقط از جدایی حرفی نزن

    اگر میخواهی بری برو و جانم را هم بگیر

    آخ ازسر سردرگمی چه ها که نمیگم

    نرو بمان و دستامو رها نکن

    فهمیدم از نگاهت ای پرستوی در انتظار کوچ

    قبل رفتن از این خانه یک چیز رو بگو برو

    بگو که اصلا دوستم داشتی؟

                                                                ترانه ترکی:نورآی


    بگو-اصلا-دوستم-داشتی؟ بگو-اصلا-دوستم-داشتی؟ بگو-اصلا-دوستم-داشتی؟ بگو-اصلا-دوستم-داشتی؟ بگو-اصلا-دوستم-داشتی؟ امتیاز : 93 دیدگاه(1)


    تاریخ: یکشنبه 05 شهریور 1391 ساعت: 03:29 بازدید: 116 نویسنده: such suz

    نکنه مسافری و قصد موندن نداری و خواهی رفت

    و با یه کم غصه مثل قطره اشکی از چشام سرازیر خواهی شد

    چگونه است که  دوستت دارم رو درک نمیکنی

    ولی میدونم روزی پشیمون خواهی شد یار من پشیمون خواهی شد

    یه روزی بالاخره

    اگه یه گل زیبا بشی

    بالاخره با باد سردی پژمرده خواهی شد

    اگه حتی خود بهار هم بشی بالاخره با پایان تابستان فصل پژمردگی

    توهم  خواهد رسید

    از قلب تو هم پرنده های عشق روزی مهاجرت خواهند کرد

    تو در وجود خودت همه ی گناهانو جستجو کن

    توهم روزی به پیری خواهی رسید و دستت خواهد لرزید

    در آن زمان در جستجوی یک تکیه گاه خواهی بود

    ولی منکه پیشت نیستم،تا بتونی بهم تکیه کنی

    من میدونستم روزی پشیمون خواهی شد لج باز من!

                                       ترجمه ترانه ترکی:نورآی


    می-دونستم-پشیمون-میشی می-دونستم-پشیمون-میشی می-دونستم-پشیمون-میشی می-دونستم-پشیمون-میشی می-دونستم-پشیمون-میشی امتیاز : 70 دیدگاه(0)

    صفحات مطالب
    12

    آرشیو


    درباره وب


    هیچ رکوردی وجود ندارد.

    آمار و بازدید

    بازدید های امروز: 114
    بازدید های دیروز : 16
    بازدید این ماه : 1131
    بازدید های امسال : 7439
    بازدید های کل : 7970
    افراد آنلاین : 1
    تعداد مطالب: 141
    تعداد کاربران : 2


    :: کلیه حقوق این سایت متعلق به یاکاموزوم می باشد ::

    یاکاموزوم

    یاکاموزوم

    بلاگ وب

    سرویس وبلاگ نویسی بلاگ وب